خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





بهترین دل نوشتهای که آرامش خاصی بهم داد

    باز هم بنویس
    در غربت سراغ از تو می گیرم
    به دنبال نشانه ای از تو
    در انگشتری در دست
    یا صدای قمری ها
    آن زمان که سر بر بالین میگذارم با وهم شانه هایت
    در چشمانی نگران، ازفردا، پس بچه ای شیطان در یک شب برفی
    در شبی وهم آمیز چشم انتظار، در چهار چوب درب خانه
    ویا ایستاده پشت یک پنجره در یک روز بارانی
    در حس یک دست بر روی تن تبدار
    یا وقتی که کودکی دست در دست مادرش دارد
    گوئی همه نشانه اند
    با من از تو میگویند
    اما اینجا نوشته هایت با من قرابت دارد
    میدانی
    حجم حضورت را هیچ رسانه ای نمیتواند ارسال کند
    باز هم برایم بنویس

    عزیز دلم خودم میدانم که نوشته هایم چنگی به دل نمیزند وبرای دل خوشکنکم میگوی بنویس

    مینویسم وهم نوا میشوم با دل مهربانت خوشحالم که موهایم را بیخودی سفید نکردم وارزش داشت

    همه دلواپسیها ونگرانیها وانتظارها یادته اون روز زمین خوردی پاهات زخمی شد دستتو گرفتم بلندت کردم 

    گفتم مرد که گریه نمیکنه ؟ و حالا یه مرد شدی به تمام معنا دیدی راست گفتم عزیزم


    این مطلب تا کنون 29 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    بهترین دل نوشتهای که آرامش خاصی بهم داد

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده