جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

بهترین دل نوشتهای که آرامش خاصی بهم داد

    باز هم بنویس
    در غربت سراغ از تو می گیرم
    به دنبال نشانه ای از تو
    در انگشتری در دست
    یا صدای قمری ها
    آن زمان که سر بر بالین میگذارم با وهم شانه هایت
    در چشمانی نگران، ازفردا، پس بچه ای شیطان در یک شب برفی
    در شبی وهم آمیز چشم انتظار، در چهار چوب درب خانه
    ویا ایستاده پشت یک پنجره در یک روز بارانی
    در حس یک دست بر روی تن تبدار
    یا وقتی که کودکی دست در دست مادرش دارد
    گوئی همه نشانه اند
    با من از تو میگویند
    اما اینجا نوشته هایت با من قرابت دارد
    میدانی
    حجم حضورت را هیچ رسانه ای نمیتواند ارسال کند
    باز هم برایم بنویس

    عزیز دلم خودم میدانم که نوشته هایم چنگی به دل نمیزند وبرای دل خوشکنکم میگوی بنویس

    مینویسم وهم نوا میشوم با دل مهربانت خوشحالم که موهایم را بیخودی سفید نکردم وارزش داشت

    همه دلواپسیها ونگرانیها وانتظارها یادته اون روز زمین خوردی پاهات زخمی شد دستتو گرفتم بلندت کردم 

    گفتم مرد که گریه نمیکنه ؟ و حالا یه مرد شدی به تمام معنا دیدی راست گفتم عزیزم


    این مطلب تا کنون 46 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 2 آذر 1394
    منبع
    برچسب ها : ,
    بهترین دل نوشتهای که آرامش خاصی بهم داد

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 10 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر